آیدا و ماری

قاتی پاتی تیر تپور هپلی هپو موش بخوردت !

آیدا و ماری

قاتی پاتی تیر تپور هپلی هپو موش بخوردت !

مهستی....

ما هم به نوبه ی خودمون درگذشت بانوی آواز ایران مهستی را به همه ی

دوستدارانش تسلیت می گوییم.

ما آسایش را در وجود کسی که دوستش داریم می یابیم و

در وجودمان جایی برای آسایش آنهایی که دوستمان دارند

فراهم می کنیم. ( saint bernard )

 

 

تقدیم به ماری جونم.....

تولد

تولد بهترین دوستم هم که ۸ خرداد به دنیا اومده هم مبارک

تولد دختر خواهرم هم که ۱۰ خرداد مبارک.

اصلا هر کی خردادی تولدش مبارک و دمش گرم.

مارال جان تولدت مبارک

دوستدارت آیدا

 

 تولدم مبارک

کورش

کورش تو نخواب که ملتت در خواب است

آرامگهت غرقه به زیر آب است.....

این بار نه بیگانه که دشمن ز خود است

صد ننگ به ما که روح تو بیتاب است......

 

 

ولی چه می شود کر د....

زندگی چیست ؟

 

زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟ اگر گریه است چرا

خنده میکنیم ؟ اگر مر گ است چرا زندگی می کنیم ؟ اگر زندگی است

چرا می میریم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟ اگه عشق

نیست چرا عاشقیم؟

چیز های خوب..

 ببخشید!چون به لینکام سر نمی زنم...

  • حداقل سالی یک بار طلوع آفتاب را تماشا کن
  • در توالت و قبل از آنکه دست و صورتت را بشوئی از بودن حوله یا دستمال مطمئن شو
  • از عبارت متشکرم زیاد استفاده کن
  • نواختن یک آلت موسیقی را یاد بگیر
  • زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان
  • اگر مجبور شدی با کسی درگیر شوی اولین ضربه را بزن و محکم بزن
  • برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر
  • همیشه در حال آموختن باش
  • آنچه میدانی به دیگران بیاموز
  • روز تولدت یک درخت بکار
  • دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد مبر
  • از مکانهای مختلف عکس بگیر
  • راز دار باش
  • فرصت لذت بردن از خوشی ها را به بعد موکول نکن
  • به دیگران متکی نباش
  • بدان که تمام اخباری که می شنوی درست نیست
  • گاهی برای خودت سوت بزن
  • شجاع باش، حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی، هیچ کس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد
  • صدای خنده پدر و مادرت را ضبط کن
  • نگذار شرافتت لکه دار شود
  • سعی کن کاری نکنی که دیگران احساس مهم بودن بکنند
  • به رستورانهای گران نرو
  • یک اشتباه را دوبار تکرار نکن
  • سعی کن برای دیگران الگو باشی
  • انگیزه ات در ازدواج عشق باشد
  • همیشه شکر گذار باش
  • کوچکترین پیشرفتها را هم موفقیت بدان
  • وظیفه شناس باش
  • به جزئیات توجه کن
  • هیزمهای شومینه را خودت خرد کن
  • از افراد بدبین دوری کن
  • یادت باشد حتما به مادرت تلفن بزنی
  • در همان نگاه اول به نیروی عشق ایمان بیاور
  • هرگز آرزوها و رویاهای دیگران را کوچک نشمار
  • از صمیم قلب عشق بورز
  • همیشه عکسهای جدید از خودت بگیر
  • وقتی می دانی کسی واقعا زحمت کشیده که شیک شود به او بگو معرکه شده ای
  • علامت خاصی بین خودت و همسرت در نظر بگیر تا در میهمانی ها با او رد و بدل کنی تا بداند حتی در مکانهای شلوغ هم به او توجه داری
  • یادت باشد که محبت همه کس را تحت تاثیر قرار میدهد
  • هرگز پشت تلفن شماره کارت اعتباری ات را نگو
  • یادت باشد تمام مردم از چیزی وحشت دارند، به چیزی عشق میورزند، و چیزی را از دست داده اند
  • آرام صحبت کن اما در فکر کردن سریع باش
  • هیچ وقت پایان فیلمها و کتابها را برای کسی نگو
  • با زنی که بی میل غذا میخورد ازدواج نکن
  • به دنبال دردسر نباش
  • سعی کن اولین کسی باشی که برای دفاع از خود برمیخیزد
  • فرصت قدم زدن با همسرت را از دست نده
  • شعر مورد علاقه ات را حفظ کن
  • وقتی گوشی تلفن را بر میداری لبخند بزن بدان که طرف مقابل اینرا از صدایت حس میکند
  • درباره موسیقی ای که مورد علاقه ات نیست اظهار نظر نکن
  • گشاده رو باش
  • وقتی قصد حمایت از کسی را نداری حداقل او را نترسان
  • راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نگیر
  • در بخشیدن خطای دیگران پیش قدم باش
  • وقتی جنسی را برای تعویض می بری با سر و وضع مرتب برو
  • انجام کارهایت را به خاطر بسپار

 



شیطان

امروز می خوام یه وبلاگ و یه سایت زیبا و مفید بهتون معرفی کنم:

 

 www.PersianWisdom.org

  http://www.shefa.blogspot.com

 

حتما یه سری بهش بزنید پشیمون نمی شید.

 

اینم یکی از مطالبش:

گرانترین و کارآمدترین ابزار شیطان

میگویند روزی شیطان تصمیم گرفت از کار خود دست بکشد؛ بنابراین،اعلام کرد که میخواهد ابزارش را با قیمتی مناسب به فروش بگذارد؛ پس وسایل کارش را که شامل خودپرستی،نفرت،ترس،خشم،حرص،حسادت،شهوت،قدرت طلبی و... میشد،به نمایش گذاشت. اما یکی از این ابزار ، بسیار کهنه و کارکرده به نظر میرسید و شیطان حاضر نبود که آن را به قیمت ارزان بفروشد. کسی از او پرسید: «این وسیله گران قیمت چیست؟»......شیطان گفت:«این نومیدی و افسردگی است.»........پرسیدند:«چرا این همه گران است؟»........شیطان گفت:« زیرا این وسیله برای من بیش از ابزار دیگر موثر بوده است. هر گاه سایر وسایلم بی اثر میشوند، تنها با این وسیله میتوانم قلب انسانها را بگشایم و کارم را انجام بدهم.اگر بتوانم کسی را وادارم که احساس ناامیدی،یأس،دلسردی،مطرود بودن و تنهایی کند. میتوانم هر چه میخواهم با او بکنم. من این وسیله را روی همه انسانها امتحان کرده ام و به همین دلیل این همه کهنه است.»
راست گفته اند که شیطان دارای دو ترفند اساسی است که یکی از آنها دلسرد کردن ماست؛به این ترتیب، حداقل برای مدتی نمیتوانیم مفید باشیم. ترفند دیگر ،تردید افکندن در دل ماست تا ایمانمان نسبت به خدا و خودمان ضعیف شود.

 

توجه.......

سلام

من چقدر بگم که نظر های بدون ایمیل یا آدرس وبلاگ رو تا یید

 نمی کنم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خواهش می کنم..که یه نشونی از خودتون بذارید....وگرنه از تایید نظر معذوریم.

جالبه :

جالبه :  از سوسک می ترسیم................از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم.

 از عنکبوت میترسیم................از اینکه تمام زندگیمون نار عنکبوت ببنده نمی ترسیم.

 از خوب سرخ نشدن قورمه سبزی میترسیم................از سرخ شدن ادما از خجالت نمیترسیم.

 از سرما خوردگی میترسیم................از سرخورده کردن دوستامون نمیترسیم.

 از شکستن لیوان میترسیم................از شکستن دل ادما نمیترسیم.

چیستان....؟؟؟؟ با جایزه.!!!!!

 مشخصات چه کشوری است؟

 20 میلیون فقیر، 7 میلیون بیکار، 4 میلیون معتاد، 300 هزار زن تن فروش،

 14 میلیون بیمار روانی 600 هزار کودک کارگر، 5/1 میلیون محروم از تحصیل،

8 میلیون بیسواد، 180 هزار نابغه فراری با 30 تریلیون و 400 میلیارد تومان

خسارت ناشی از فرار مغز ها، 450 هزار تصادف در سال ، 40 هزار بیمار ایدزی ،

 سن بزهکاری زیر 10 سال، سن فحشا 14 سال، سن اعتیاد 13 سال و…

دیروز به تاریخ پیوست.....

ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده می داند ارزش یک ماه را

 مادری که فرزندی نارس به دنیا آورده می داند ارزش یک هفته را سردبیر

 یک هفته نامه می داند ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق

 را می کشد ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده و ارزش یک

 ثانیه را آنگه از تصادفی مرگبار جان به در برده می داند هر لحظه گنج بزرگی

 است گنجتان را مفت از دست ندهید باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر

 هیچکس منتظر نمی ماند                     دیروز به تاریخ پیوست

عشق...

زندگی عشق است وعشق افسانه نیست   آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست

 عشق آن نیست که کنارش باشی   عشق آن است که به یادش باشی

 

                  تقدیم به ماری جون عزیزم

ندارد....

بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد سارا به سین سفره مان ایمان ندارد

 بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم یا سیل می بارد و یا باران ندارد

بابا انارو سیب و نان را می نویسد حتی برای خواندنش دندان ندارد

 انگار بابا همکلاس اولی هاست هی می نویسد این ندارد آن ندارد

 بنویس کی آن مرد در باران میاید این انتظار خیسمان پایان ندارد

مارال جون خواهر گوش کن نقطه سر خط بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد


 

سال نو مبارک.

(بخاطر آیدا جونم بر گشتم)

 

دل میخری؟

گفتمش: دل می‏خری؟! پرسید چند؟!

گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.

 خنده کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

 جای پایش روی دل جا مانده بود

آقا گرگه..

گرگه بعد از کلی جستجو آی دی شنگول منگول رو گیر میاره،

بعد از کلی چت کردن باهاشون قرار می ذاره.

 وقتی می ره سر قرار می بینه چوپان دروغ گو اومده

اخی ماری..............

با من امشب چیزی از رفتن مگو

نمی خوام بگم از زندگی ناامیدم..نه......

می خوام بگم این زندگی به اینجام رسیده

آره ..تا اینجای ی ی ی ی 

حالا زندگی به کنار حق کشی هاش داره منو دیونه می کنه!!!برای این ملت متاسفم.

این کنکور دیگه جایی واسه زندگی کردن

نمی ذاره!!!!!!

 اینجا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اگه دیدین من دیگه وبلاگم آپ نشد

بدونین یه آیدایی بود که موند و

 یه مارالی بود که رفت.........

 

 

 

 Image hosting by TinyPic

من در ۱۵ اسفند اخرین شاهکارمو با ایدا رو می کنم.فعلا....

داستان

گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد .کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد.پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد.پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند.پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود .ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد .ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله   درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد .کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل همیشه سوت و کور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ی مهمان ندارد.او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیکر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.